تبلیغات
پیکایل؛ دوربین عکاسی موبایل من - نا شنیدنی (3): ابراز علاقه و ایمان زلیخا به پیامبر مکرم اسلام!
 
سلام من,گوشیم و دوربینم رو که بعد از
ایـن میخوایم بـاشما باشیم پذیرا باشـید.
بعد از این3تـایی می خوایم صحـنه هایی
رو که دییدیـــدیم رو واسه شمـا هم بــه
نمایـش بکشیم. و امّـا پیکایل و عکسـایه
ناب:
عکــاسا بدنبــال ایـن عکســــان و بیشـتر
عکسـایی کـه میگیــرن به خیال اینکـــه از
هـمیــن نــوع عکسا باشن میگیرن.
ولی از خیــل زیادی عکسهـای زیبایی که
میگیرن چنــد تـاشون عـکــس نادیــــدنی
میشه.من عکــاس حــرفه ای نیستم ولی
عکاسی و ثبت لحظـــات زیبا رو مثه خیلیا
دوست دارم.البته مطالب وبلاگ فقط عکس
نیست بلــکه مطالــب فعلاً در 4 دسـته
منتشر میشن:
-نادیدنی:فیلم، عکس و شکار لحظه هایی
که توسط دوربین گوشیم(پیکایل)گرفته
شده.
-ناشنیدنی: احادیث، روایات وحکایات کــم
گفته شده و کمتر شنیده شده...!
-طرح: که شامل پوستر و طـرح های
مناسبتی با موضوعات روزهستش.
- و در آخر معرفی وب سایت: که حاصل
وب گردی هام هست.
یا حق
  :: مدیر وب سایت : سید امیر علی حیدری
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

   

زیبایی های معنوی و مادی را به یکدیگر نشان دهیم.

نا شنیدنی (3): ابراز علاقه و ایمان زلیخا به پیامبر مکرم اسلام!
دوشنبه 3 مهر 1391 ساعت 07:47 ق.ظ | | نوشته ‌شده به دست سید امیر علی حیدری | ( نظرات )
تمثال حضرت محمد(ص)

امام صادق(علیه السلام) فرموند:
بعد از اینکه حکمت خدا اقتضا کرد و حضرت یوسف به مقام سلطنت رسید، روزی از کوههای مصر میگذشت، زلیخا را دید پیر و شکسته شده سر راه نشسته گدائی می کند، حضرت یوسف ایستاد و فرمود: ای زلیخا، چه چیز تو را واداشت بر اینکه با من چنین کردی؟ زلیخا گفت: زیبائی تو. یوسف گفت: اگر جمال پیامبر آخر الزمان را ببینی چه می کنی؟ او ازمن زیباتر و در اخلاق و خلقت و بخشش افضل است؟ زلیخا گفت: راست می گوئی.

یوسف (ع) پرسید؟ از کجا می دانی که من راست می گویم. زلیخا گفت: برای اینکه با گفتن نام او محبت آن حضرت در دل من جا گرفت. خداوند عالم به حضرت یوسف(ع) وحی کرد: او راست می گوید(من هر کس که محبت پیامبرم در دلش جا گرفته باشد او را دوست می دارم) به یوسف(ع) خطاب شد به زلیخا بگو چون ایمان به پیامبر من آوردی هر چه می خواهی به تو عطا می کنم. زلیخا گفت من سه حاجت دارم؛
1- جوانی به من برگردد.
2- ای یوسف تو شوهر من شوی.
3- در بهشت با تو باشم.

 خداوند به حضرت یوسف امر کرد با زلیخا ازدواج کند. شبی که حضرت یوسف خواست عروسی کند به نماز ایستاد و دو رکعت نماز خواند خدا را به اسم اعظمش قسم داد. و خداوند جوانی و شادابی زلیخا را به او باز گرداند و چشمهایش را شفا داد به مانند همان زمانی که به یوسف عشق می ورزید.

پانوشت:هنگامی که خدا با دست رحمت به شما چیزی می دهد شما نیز با دست شکر ، رحمتش را بگیرید.

نشر توسط پیکایل؛ اقتباس از قصص انبیاء و داستانهای
آموزنده از حضرت یوسـف و زیــــبا داستـــانهای از زنان.
به همــت مــرکز تحقیقــات رایانه ای قائمــیه اصفــهان



امتیاز این مطلب:    
Share
:: مرتبط با: پیامبران و امامان , احادیث و روایات , سخنان بزرگان , نا شنیدنی ,
:: برچسب‌ها: زیبایی حضرت محمد (ص) , پیامبر زیبا بود یا یوسف نبی , زیبایی یوسف , زلیخا و یوسف , زلیخا و ابراز علاقه و ایمان به پیامبر اسلام , نا شنیدنی (3): ابراز علاقه و ایمان زلیخا به پیامبر مکرم اسلام ,